وضعیت موجوددر این مبحث بر آنم تا قدری وضعیت موجود حاکم بر جامعه را توصیف کنم.جامعه این روزهای ایران در تشبیه با کودک انسان به سان کودکی تازه بالغ شده و پا به عقل گذاشته است که کم کم دارد می فهمد دلیل خیلی از مشکلات و سختی هایی که می کشد چیست و هوس و امید غلبه بر آنها و رسیدن به آرزوهایی را دارد که همه دوران کودکی در رویاهای خود آنها را می دیده و در نوجوانی اش به ساختن و پرداختن زیر ساخت ها و راه های رسیدن به آنها می اندیشیده است. و امروز در واقع وضعیت محیطی و پیرامونی او تغییر چندانی نکرده است، چون:_ قانون همان قانونی است که در سال 58 به تصویب رسیده و طی فرایندهای نظارتی ولایتی امکان تغییرات مثبت را از خود سلب و با گذشت هر دهه در بن بست جدیدی افتاده و کاملا ناکارآمد شده است و نهاد قانون گذاری نیز همان نهاد سخت و ناکارآمد سابق است_ قوه قضاییه نیز مانند حکومت عملا در قبضه آخوندهایی است که هر یک به تنهایی خود را کتاب قانون منزلی می دانند که هر طور بخواهند می توانند آن را تفسیر و احکام مورد نظر و مطلوب خود را صادر نمایند _ قوه مجریه نیز هر چند طی فراز و نشیب های گوناگونی که به خود دیده بعضا با استناد به بخش بسیار کم رنگ جمهوریت نظام توانسته دوره هایی رو به رشد را تجربه و به زیر ساخت های نظم و رشد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بپردازد ولی بلافاصله پس از طی یک یا دو دوره پیشرفت به واسطه آگاهی کم و توقعات بسیار بالای مردم و دل سردی فعالان دلسوز اجتماعی بدلیل قهر مردم و عدم حضور و تلاش آنها در صحنه رقابت توسط تندروها تسخیر شده و نتیجه کار و تلاش های بسیار در زمینه نظم بخشی و قانون مندی دوره های قبل بر باد رفته و این چرخه در طول این چهل و چهار سال تکرار شده است (در صورتی که اگر پس از
برچسب:
نویسنده: دانیال کوشکی
تاريخ: پنجشنبه
25 اسفند
1401 ساعت: 17:31